من وحیدم 18 ساله از تهران عاشق موزیک رپم مخصوصا حسام استپس.....هر انتقاد پیشنهاد فوحش شعر یا هر چرت و پرت دیگه ای که دارین تو نظرات اعلام کنید نوکره همتونم راستی حتما بابارم ببوسین
خوبید؟تابستون خوب میگذره؟به خدا امسال تموم شه تابستون ساله بعد از کنکور خلاص شم دنیارو جر میدمکاره آسونیه واسم
پارسال تابستون پاتقمون ایستگاه فضایی بود عجب حالی میداد هر کی میومد یه سفر به فضا میکرد بلاخره فضانوردی صفایی داره واسه خودش
فکر بد نکنین ها حاجیت ورزشکاره از این جهت فضانوردی بود که اکثره وقتا 20نفر اینا میشدیم میشتسیم گل شعر میگفتیم میخندیدیم
ولی امسال کارمون شده درس اه اه!!!!آخه انتگرال حد گسسته اینا چیه دیگه؟؟؟؟به چه درد میخوره اقلا یه چی یاد بدن پس فردا زن گرفتیم به درد بخوره خدایی این همه درسو چی کار کنیم(یا به عبارتی کجامون بکنیمشون)؟خوبه میشینیم مساحت زنمنو درمیاریم ازش انتگرال میگریم
امروز معلم دیفرانسیل بم میگه هوشت بالاست ولی گوشت پایینه!میگم یعنی چی میگه یعنی مرگ!!!!!واقعا نکته ی آموزنده ای بود شیطونه میگفت پاشم کتابو بکوبم تو کله ی کچله گردش!!!(واقعا چرا همه معلما کچلن؟)بعدشم بم میگه پاشو پا شدم میگه این چه سر و وضیه!!!میگم چمه مگه؟میگه چرا تیشرت میپوشی؟گفتم گرمه خب....بعد میگه این چه شلواریه؟گفتم چشه مگه؟چه ربطی داره؟گفت اینارو همجنس بازا میپوشنخیلی باحال بود یعنی کاری کرد دیگه این شلواررو نپوشم
حالا این خوبه معلم دینیمون هنوز از در نیومده بود تو از فاصله ی 10 متری کیفشو کوبید رو میز داد زد من دیوونمکسی بخواد------(صحنه داشت سانسور شد)بازی دربیاره دهن مهنشو میارم پایین من خودم بچه جوادیم بیاین بپرسین کاظم سی ال کیه وای منو میگی زدم زیره خنده بلند بلند داشتم میخندیدیم یهو داد زد:
هوو
وووووووووووووششششششششش تو الاغ اسمت چیه؟
تو نه شما!
باشه شما آقای یابو!!!
من ترکیدم خنده خیلی با حال بود با لهجه ی افغانی گفت!!بش گفتم تا دو دیقه پیش که خر بودم؟یکی از دوستام گفت آقا عینکشو بر عکس کرد دنیا جلوش عوض شدهیکی هم گفت یاده باباش افتاده وایـــــــــــــــــــــــــــــــــی داشتم میترکیدم از خنده
اونم فک کرد من گفتم قاطی کرد کتابو پرت کرد تو سرم منم کتابشو از پنجره انداختم پایین قهر کرد رفت داشت گریش میگرفت با بغض گفت خیلی کلاسه بی نظمی هتسیدواقعا یکی از جالب ترین قسمتایه زندیگم بود آرزومه دوباره بیاد خیلی باحال بود قیافش شبیه منگله سر کوچمون بود وایی یادم میاد خندم میگیرهعجــــــــــــــــــــــــــــب
ولی حالا از این چیزا بگذریم خیلی نون گشادیم میاد صبح زود وسط تابستون از خواب بیدار شمالبته زنگه ما ساعت هفت و نیم میخوره من یه ربع به هشت تازه از خواب بیدار میشم.....زنگایه اولم رام نمیدن کلاس میرم تو نماز خونه میخوابم خیلی حال میده
حالا بیخیاله درس گوره پدره
انیشتینهمه آتیشا از گوره اون بلند میشه ایشالا فلفل بریزن تو ماتهتش تا دله همه خنک شه بعدشم یه سر به مدیره ما بزنن تا دله من خنک شهالبته واسه اونو خودم یه روز میربزم
خوش به حاله آبجیم صبح تا ظهر خوابه بعد از ظهرم میره بیرون دوباره میاد خونه میمیره تا فردا ظهر....خیلیم هنر کنه یکی دوتا میزنه سره من...خداییش خیلی بش حسودیم میشه من دارم پاره میشم اون همش حال میکنه حالا اینا همه یه طرف هنوز پام از سره تصادفه درد میکنه کاش احتمالا اینم همین امروز فردا قراره کنده شهای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا
خب دیگه بسه
یکم بریم فازه لاو
But kiss me first
لازمه ها وگرنه نمیگفتم
بـــــــــــــ
بوسم سریعمرسیاه اه تفی شدماییییییش
حالا که بوسیدن تو بی کانتینیو...
ای آرزویه قلبم امیده جان من باش.....
حسرت به چشم و غمی درسینه دارم غمی به وسعت دریا غمی به سنگینی ابر بهار من و یادت تنهاییم با همیم تو در رویایه منی هرکجا که باشی هر چرا داری مرا نیز دربرگیر بگذار باتو باشم.....
آخه شانس نداریم که تصادف کردم در حده بــــــــــی ام و(البته یه چیزی فراتر)میگم که شانس ندارم
خدا نصیبه گرگـــــــــــــــه بیابون نکنه از ناحیه ی استخوان باســـــــــــــــــــن یا همون لگن درد میکنه تا فرقه سرم البته جاهایه دیگه ایم هست که نمیشه گفتهه هه هه هه
باور بفرمایید در حالـتــــــــــــــــــــــــــــــــــه ۱۸۰ درجه و کاملا گشاد دراز کش روی زمین افتادم اوووووه
دوستام که میان عیادت با گریه میان با خنده میرنیکیشون که میگفت تا فی ها خالدونت ازبالا معلومه کثافت همش سر پا واساده بود نیگا میکرددیگه وارده جزییات نمیشیم به شما اعتمــــــــــــــاد نمیشه کردپس بحث و عوض میکنیم
خب حالا کروکیــــــــــــــــــــه واقعه رو براتون میگم فقط لطفا اشخاصــــــــــــــه حقیقی و حقوقی که مریضــــــــــــــــــی قلبـــــــــــــــــــی دارن و کـــــــــــــــودکــــــــــــــان ۱۶- نخونن
همه چی از اون جا شروع شد که دوستـــــــــــــــــــــــــه اس مشنگه ما زنگید و گفت بیا بیریم بیرون من یـــــــــــــــکم مقاومت کردم(دیگه نون گشادیه و هزارتا درده سر)اما وقتی اسمه قهوه خونه اومد با کله پریــــــــــــدم دمه در دیدم سامیار جان با پرادویـــــــــــــــه باباش واساده منتظرم کلی حال کردم(که کاش هزار سال نمیکردم)پریدم بالا و حسابی محل رو وجب کردیم بعدم راه افتادیم به سمته قهوه خونــــــــــــــــــه اما دمه دره قهوه خونه که من اومدم از ماشین پیاده شم تا پاموم گذاشتم بیرون یه موتوری کوبید به باسن مبارکه و حدود۳۰-۲۰ متــــــــــــــــر از زمین به هوا پرتابم کرد واییییییــــــــــــــــــــــــــــی چه دردی داشت حالا اینجاش خوبه بعدش که همه جمع شدن دورم آبروم کاملا رفتفکــ کنید از عقب پرت شدم هوا با کــــــــــــــــــــله اومدم رو زمینحالا هر چی آشنا هم داشتیم اون لحظه همونجـــــــــــــــــــا بودن یه پیره مرده میگفت بذا دست بزنم ببین درد میگیره یا نهسره پیریو معرکه گیری....!رفیقم که داشت کــــــــــرکــــــــــر بلند بلند بم میخندید منم خندم گرفت زدم زیره خندهپیره مرده هم گیر داده بود...اون لحظه آرزو کردم که کاش اصلا باسن نداشتم
حالا همینجوریا بود تا یه بنده خدا سوارمون کرد که ببره بیمارستان(البته بدلیل درده فراوان در ناحیه ی لگن بر روی شکم به صورت خوابیده رویه صندلیه عقب قرارم دادند) مــــــــــــاشینو روشن کرد ضبطم روشن شد....آها ساسی مانکن پروداکشن سا ساسی مانکن عل عله علی پیشتازه آهـــــــــــــــــا حس حسین مخته دریدی دی دید من میخوام لبشو لپشو باهم آها تاکه بپره بغلم برقصیم ما باهم......بلاخره تا بیمارستانم ار آهنگ لذت بردیم
رفتیم بیمارستان زنـــــــــــــــــــــــگ زدن مامانم اومد.....بعدم گفتن باید شب رو اینجا بستری باشه لباساشم باید عوض کنه بدلیل اینکه درده فراوانی داشتم خود قـــــــــــــــادر به انجام این کار نبودم مامانم گفت من واسش عوض میکنممن قبول نکردم یهو یه پرستاره گفت پس خودم عوضش میکنم همرو از اتاق کرد بیرون گفت حالا سریع دربیار گفتم چیو گفت شلوارتـــــــــــــو دیگهمن گفتم نـــــــــــــــه خانوم بیخیال همین لباسام خوبه که یهو اومد جلو دست کرد دکمه و زیپه مارو وا کرد(با خودم گفتم حتما میخواد یه کاری کنه)بعدم تی شرتــــــــــــــــــمو دراورد و بادیدن صحنه ی بعد سریعا پشیمون شد و لباسایه بیمارستانو کرد تـــــــــــــــــــنم و به سرعت فرار کرد من دیگه بعدش ندیدمشگرخید بیچاره
شبم که شد به مامان بابام گفتم برید خونه و کلی گیر دادم تا رفتن یهــــــــــــــــــو یه پرستاره اومد شروع کرد بام حرف زدن منم یکم یــــــــــــــــــــــــــــخ برخورد کردم که گفت اینجوری کســـــــــــــــــــی بهت زن نمیده ها یکم بخــــــــــــــــــــــندما هم دیدیم داریم کــــــــــــــــــــم میاریم شروع کردم به هنر نمایی و خندون پرستاره بعد اومد نشســـــــــــــــــــــــت پیشم رو تخت یکم زر زد من ساکــــــــــــــــــــــت شدم گفت چیه تو فکری به چی فک میکنی؟منم گفتم به اینکه شما شبیه عمــــــــــــــــــــــــــــــه بزرگمین هم چهره هم سن....اینو که گفتم ترش کرد و رفت راحـــــــــــــــــــــــــــــــــت شدم از دستش فردا صبحم مرخص شدم.
به جـــــــــــــــــــــــــــــونه بچم حال ندارم عکس بذارم شرمنده اخلاقــــــــــــــــــــــه ورزشیتونمیدونم کسی اهل دود تو ایران نیست و همه ورزشکارن
هم اکنون نیازمنده یاریه سبزتان هستیم
امبدوارم همیشه سالم باشین و هیچ جاییتونم درد نکنهمخصوصا مثل من
به به آقا وحید.....میبینم که خیلی شادی.......آخی بازم افتادی عب نداره.....
تو یکی خفه پیلیز!!!!!!!!!حوصلتو اصلا ندارم بازم یه کرم میریزم که تا یه هفته بشینی گریه کنی ها!!!!!!!!
غلط میکنی جرات نداری.......
وایسا ببین جرات دارم یا نه!!!!!!!!!!
مامان بیبینش.......دیدی خودت چیکار کرد
برو گمشو بیرون سریع بدو سریع......
اقلا بذا شلوار بپوشم با شلوارک برم بیرون که همه میگرخن!!!!!!!!!!!!!
پس سریع تا 10 ثانیه......
باشه باشه.....
(خواهرم شروع کرد شمردن یک-دو-سه-.....-ده)
هنوز نرفتی بدو گمشو بیرون......(یه تو سریم خوردم)
جایه حساسشه ها وایسا هنوز زیپمو نبستم!!!!!!!!!!!!!!
بدو کثافته بی شعور.....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بله!به هرجهت یه دو سه ساعتیو بیرون موندم
اما کارنامم خیلی جالب بود الان که نگاش میکنم خندم میگیره4تا درسه اولشو نمره هاشو با هم جع کنی میشه نه و هفتاد و پنج
خداوکیلی اون حسابان خیلی شاهکار بود اگه راستشو بخواین بلد بودم اما سر امتحان خوابم برد بیدار شدم ده دیقه مونده بود
به هر جهت مدرسمون خیلی سطحه بالا کار کرد و نتیجه ی مطلوبیم گرفت!!!!!!!!!!!
ها دگر شوخی بس است اندک زمانی فاز غم بغل گیریم شایسته تر است پس ابتدا با یک شعر آغاز می کنیم:
حرفهایی که به لب امد و در یاد نماند سخنانی که به دل مانده و از یاد نرفت آن محبت که نمیدانم چیست حیف شد حیف که به گوشت نر سید دوستت دارم تا ابد نمیدانم این حس چیست عشق؟ نفرت؟ دیوانگی؟ هر چه است خوب است ای کاش تورا میدیدم با لباسی مثلا آبی سبز صورتی یا که سفید دستم از ساز دگر رو شده فکرم اینجا به تو مشغول شده تو نمیدانستی علت آه منی همه چیزم شده ای درد جانگاه منی تو گل یاس لطیفی تو سحرگاه منی کاش میدانستی چشم من بی خواب است کاش یک بار به تو میگفتم که دلم بی تاب است من از خود میپرسم چه کسی میداند من که در چشم همه خوشبختم خانه ام بر آب است
خب یکم فضا عشقی شد و رمانتیک BOOOOWE
شرمنده همتون حالم بد میشه دیگه دست خودم نیست خب حالا جدی نگیرین فقط صدای تهوع بود وگرنه اتفاق خاصی نیافتد هنوز چیزی بالا نیومده
نه شوخیدم حالا واسه اینکه از دلتون در بیاد یه شعر دیگه......
گلی کاشتم در خاک گل پژمرده شد و مرد!چه شده خاک عزیز؟یار زیبا نمیخواهی؟در دل از غم خاک بشنو از غم دوری یار سخنش باد و زبانش خار است تپه هایی شنی اشکهای تنهایی اوست روزگاری خوش بود آب و باران و درختانی بلند, سرو ناز و گل بلبل و چمن جانپاهش بودند تکیهگاهش بودند تا در این سال گذشته خشکسالی نمایان شد آب و باران رفتند سرو و درختان را مرد هیزم شکن از ریشه دراورد گل و بلبل مردند چمنان زرد شدند دل خاک از ترس بلرزید به خود ترکی دید به خود. آری! او عاشق شده بود عاشق رویی درخشان عاشق فروغی سوزان دیگر هیچ چیز ندید خشک و بی آب و علف درد پنهان کشید آتش خورشید روی او را سوزاند دل او را لرزاند دیگر ارزش نداشت باغبان بر روی او گل نکاشت او به عشقش وفادار مانده و میماند با همین توصیف ها تا ابد برای او میخواند: همه چیزم تو بودی همه دردم تو بودی
عاشق عشق تو هستم تو که هرگز نبودی
دیگه برم که مامانم بیبینه پایه کامپیوترم.........بابای فعلا
خب پس دوباره سلام به عمتون یهنی همتونچیکار کنیم دیگه دوباره تاستونه و بیکاری مجبوریم بشنیم چرت و پرت بنویسیم(ولی انصافا خیلی حال میده!!!)شما هم که با اشتیاق تمام این چرت و پرتای بنده رو میخوندید خب پس شروع یه چرت نوشتن میکنیم
اه یه کم وایسین در زدن ببینم کیه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شله زرد آوردن اه اه منکه دوس ندارم میذارم آبجیم بخوره(آخه میدونین خونه ما یه کم ستمه هرچی من دوس ندارم میدم اون بدبخت با اشتها میخوره)اما اما منم گشنمهچی کار کنمیخچالمون جز آب هیچی توش نیست خونمون مثل خونه ی جنگ زده هاست خدا وکیلی بابامو که میبینم با خودم میگم هیچ وقت زن نمیگیرم بفرما گندشم درومد پیمان داره زنگ میزنه یکم واسین جوابه این یکیم بدم اگه گذاشتن یکم چرت و پرت تایپ کنیم
.
.
.
.
-سلام داش پیمان چطوری؟
-زهره مار!!!!اون سی دی ما پیچیده شد دیگه؟؟!!!
-کدوم سی دی چی میگی تو؟
-بگو نمی خوام بدم خودتو خلاص کن دیگه!!!باشه اما یه سی دی ارزشه این کارارو نداره!!!
-ای خدا بزنه تو کمرت مثل بچه آدم بگو چی میگی دیگه!!!یه قرآن خیلی---------(این تیکه صحنه داشت سانسور شد)
-با منی؟چه جالب یه قرت و نیمتم باقیه!!!!آخه--------------(اینم سانسور شد)همون سی دیه ویندوز ایکس پیو میگم حالا فهمیدی؟
-پیمان مخت-------(به هر جهت شرمنده دیگه رفاقتمون خیلی محکمه همش بایس سانسور شه)اونو که دادم بهت
-چرا گل و شعر میگی؟(گفتم سانسور نکنم)کی دادی بم؟
-ای مرض و کی دادی اصلا الان میرم یکی میخرم میارم بهت میدم!
-نمیخواد!خداوکیلی نه شاید دادی یادم نیست
-نه دیگه تو حرفاتو زدی!!!!الان میام دمه خونتون میدم بهت
- وحید میگم نه دیگه!!!!!!
-کوفتو نه خدافظ!!!!!!
.
.
.
.
.
هی میگم گندش درومد میگین چرا!!!!!!!!!!!سی دیشو گم کردممن برم دیگه قسمت نبود چرت بنوسیم برم یه سی دی بخرم واسش فیلا بابای آها بابارم حتما ببوسین
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است آن که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد اس ام اس جدید ، شعر عاشقانه اینجا آسمان ابریست آنجا را نمی دانم اینجا شده پاییز آنجا را نمی دانم اینجا فقط رنگ است آنجا را نمی دانم اینجا دلی تنگ است آنجا را نمی دانم
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
کنار آشیانه تو آشیانه می کنم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سؤال می کند به خاطر چه زنده ای؟ و من برا ی زندگی، تو را بهانه می کنم
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد مرغ امید من از شدت غم می میرد دل به رویای خوش خاطره ها می بندم باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد. -*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
در ذهن نیافرینمت می میرم از شاخه اگر نچینمت می میرم ای عادت چشم های بی حوصله ام یک روز اگر نبینمت می میرم.
دلم خیلی سنگین بود گفتم اونی که تو دلمه رو بنویسم تا راحت شم این ماجارایه واقعییه که واسه خودم اتفاق
تو این دو سه سال من تقریبا ماهی یه دوست دختر عوض میکردم همشم به خاطر سرگرمی بود تا حدود دو ماه پیش که دوستم سامان زنگ زود و گفت داریم با جی افم و دوستش میریم سینما تو هم بیا دوستش تنها نباشه منم از علافی قبول کردم وقتی رفتم پیش سامان زبونم بند اومد یکی از دوتا دختری که پیشش بود بدجور به دلم نشست یه لحظه با خودم گفتم از شانس بد من این حتما جی افه سامانه تو همین فکرا بودم که یهو یکی از دخترا گفت:سامان این دوستت میترسه از ما؟؟؟؟آخه من انقدر حول شده بودم که سلامم نکردم با زور سلام کردم و تو فکر بودم خدا خدا میکردم این دوسته سامی نباشه که یهو سامی(همون سامان)گفت:تو با ساناز عقب وایسین منو پریساهم جلو راه میریم....این یعنی ساناز دوسته سامان نبود من کلی ذوق زده شدم و شروع کردم به حرف زدن با ساناز کلی خندوندمش از چشاش معلوم بود حسابی بام حال کرده تو سینماهم جایه دیدن فیلم فقط باهم حرف زدیم یهوگفت گوشیتو میدی یه زنگ بزنم مامانم آخه شاژه خودم تموم شده....منم دادم وقتی زنگشو زد گفت این خط 912خودم بود که دادم دسته مامانم امروز.اگه دوس داشتی از فردا دسته خودمه!!!!!باور کنید برق از سه فازم پرید کلی حال کرده بودم شب تو خونه همش بش فکر میکردم تا فردا که زنگیدم و حسابی با هم آشنا شدیم خلاصه گذشت تا اواسط خرداد که پا شدم رفتم دمه مدرسشون باهم داشتیم برمیگشتیم که یهو داداشش زنگیدو گفت مارو باهم دیده اون رفت خونه دیگه ازش خبری نشد تا دو سه روز که سامان زنگ زدو گفت ساناز گفته خانوادش شک کردن دیگه نمیتونه با کسی دوست باشه(بچه سوسوله خالی بند)من گفتم بش بگو خودش بهم بگه خودش گفت همبنجوری گفت: عزیز دلم منو ببخش دلم واست تنگ میشه شاید یه روز دوباره همدیگرو دیدیم اما بدون دوست دارم امیدوارم با یکی بهتر از من باقیه عمرتو بگذرونی منم گفتم اگه اینجوری راحتتری باشه من از زندگیت میرم خداحافظ(من عادت ندارم مزاحم کسی باشم چون نمیتونم تحمل کنم وجودم باعث ناراحتیه خیلیم مغرورم)اون روز تا دو روز بعدش کارم فکر کردن بود به ساناز به اینکه دیگه نمیبینمش به اینکه اولین کسی بود که به دلم نشسته به اینکه دوسش داشتم باور نداشتم دیگه نمیتونم دستشو حس کنم دیگه نمیتونم بش اس ام اس بدم دیگه بم زنگ نمیزنه...وای خدا داشتم دیوونه میشدم تا روز سوم که سامی زنگ زد و گفت اگه ساناز زنگ زد دیگه جوابشو نده و بزن تو پرش دلیلشو که پرسیدم حاضر نبود بگه تا با هزارتا قسم ابنو گفت:اون رفته با بی افه قبلیش...........هه!اینم باورم نمیشد!تا حالا هیچ کس این کارو بام نکرده بود من از بچگی تنها بزرگ شده بودم بی کس...فک میکردم میشه به این بی معرفت تکیه کرد اما اونم پشتمو خالی کرد اما عیب نداره خدا بزرگه اون آدم نبود هیچ وقتم نمیشه کاش دروغ نمیگفت الان معنی این جمله رو میفهمم که اکثر دخترا خیانتکارو نامردن!!!!! البته تو ذاته کثیفشونه دسته خودشونم نیست.اما من نمیدونم به خاطر کدوم گناه....ول کن اینم میگذره ممنون که خوندینش.